|
سیستمهای بهایابی از نظر انباشت بها با هم تفاوتی ندارن... اما اونچه باعث میشه سیستمهای بهایابی با هم تفاوت داشته باشن نحوه انتساب بهاست... |
|
بر مبنای انتساب بها...سیستمهای بهایابی به 2 نوع تقسیم شده اند... (البته سیستمهای موازی..انتخابی و ...هم هستند که برای درک مطلب فعلا راجه بهشون بحث نمیکنیم)
1)سیستم بهایابی متفاوت یا سفارش کار 2)سیستم بهایابی مرحله ای یا یکسان |
|
حالا کدوم شرکت باید از کدوم سیستم بهایابی استفاده کنه؟ بستگی داره به فعالیت شرکت و فرآیند تولید و فروش کالا یا خدمت |
|
1)سیستم بهایابی متفاوت یا سفارش کار فرض کنیم شرکت بنز 2 کارخونه داره... کارخونه اول کارخونه ایه که منتظر سفارش مشتری میمونه... وقتی که مثلا از طرف فلان دولت سفارش بنزی با مشخصات خاص(ضد گلوله.....6در......مجهز به رادار......سیستم اتصال به ماهواره و اینترنت و....هزار تا مزخرفات دیگه داد...عملیات تولید آغاز میشه...)
مدیر این کارخونه...از اونجایی که نیاز داره بدونه تمام شده این نوع خاص از بنز چقدره...پس چنین درخواستی رو از حسابداری مدیریت به عمل می یاره و حسابداری مدیریت هم از حسابداری صنعتی چنین درخواستی میکنه...حسابداران صنعتی بنز ...بر اساس نیاز اطلاعاتی مدیر موضوع بها رو سفارش قرار میدن...
|
|
2)سیستم بهایابی مرحله ای یا یکسان اما کارخونه دوم منتظر سفارش مشتری نمیمونه...و مدل خاصی از بنز رو به تعداد بالا تولید میکنه و بعد میمونه منتظر مشتری... مدیر این کارخونه...از اونجایی که نیاز داره بدونه تمام شده این بنزایی که با هم تفاوتی ندارن چقدره...پس چنین درخواستی رو از حسابداری مدیریت به عمل می یاره و حسابداری مدیریت هم از حسابداری صنعتی چنین درخواستی میکنه...حسابداران صنعتی بنز ...بر اساس نیاز اطلاعاتی مدیر موضوع بها رو محصول نهایی قرار میدن...پس با خودشون مرور میکنن که باید کل بهای تولید مشخص بشه ...بعد اون کل رو به تعداد بنزایی که تولید کردن تقسیم کنن...تا بهای تمام شده یه بنز محاسبه بشه |
|
نکته وحشتناک مهم اینه که حسابدارای صنعتی کارخونه اول میدونن که نباید سیستمهای بهایابی رو هم از تفکیک کنن...چون میدونن که نحوه عمل در داخل سیستم سفارش کار دقیقا مثل سیستم مرحله ایه... چون در حقیقت هر دو نوع سیستم بهایابی یکسان و مرحله ای هر کدوم در انتهای یک طیف قرار دارن و در عمل سیستم بهایابی میتونه در وضعیتی بین 2 نقطه انتهای این طیف باشه... |
|
اما بریم با هم گردش حسابهای صنعتی رو بدون در نظر گرفتن سیستم بهایابی با هم مقایسه کنیم... |
|
باز هم تکرار میکنم که حسابداری یعنی درک و فهم و گفتن چرا... پس هیچ کدوم از ثبتهای حاضر رو حفظ نکنید و برای هر کدوم چرا بیارید تا منطق کار رو بفهمید ...تا اگه رفتید تو شرکتی که مثلا مثل پرشین بلاگ به مشتریانش فضا میفروخت...موقع دیدن سیستم بهای تمام شدش...کف نکنید... |
|
به زودی... |
|
فرض کنید شما تولید کننده 1 نوع پیرهنی... در ابتدای دوره باید مواد اولیه لازم برای تولید پیرهن رو تهیه کنی... پس حالا به هر طریقی که صلاح میدونی...پارچه دوخت پیرهن رو سفارش میدی و اون پارچه ها الان تو انبارته... با فرض اینکه از سیستم ثبت دائمی در موجودیها استفاده میکنی... میریم به سراغ تجزیه و تحلیل: |
|||||||||
|
شکی در این نیست که موجودی مواد اولیه برای واحد تجاری شما (دارایی) بها به حساب میاد...چون منبعیه که قراره در آینده نزدیک تبدیل به منبع دیگری بشه که اون منبع هم برای ما منافع آتی داره و شکی نیست که موجودی مواد و کالا بر طبق استانداردهای ایران همیشه جز داراییهای جاری هستند... پس تا اینجا بدون حفظ کردن چیزی فهمیدیم که باید بگیم دارایی؟؟؟ راستی دارایی چی؟ بدهکار یا بستانکار؟
بذار فکر کنم...الان یادم میاد..... آهان ......آهان.................استادمون گفته بود که افزایش دارایی بدهکاره..... هورا................................یادم اومد..............
خوب حالا چرا؟
هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!چه میدونم...!
گفتم که توی حسابداری هیچ چی رو حفظ نکنید...
همتون فرض تفکیک شخصیت رو قبول دارید؟ اگه دارید ..............آیا با توجه به همون فرض قبول دارید که واحد تجاری خودش دارای شخصیت جداگانه ای از صاحب یا صاحبان اونه؟ پس حتما قبول دارید که با توجه به مفهوم همین فرض میتونیم بگیم... شرکت ما دارایی های خودش رو یا از بستانکاران گرفته یا از سهامداران...پس شرکت در حقیقت این دارایی ها رو به این 2 گروه بدهکاره...
پس اگه دارایی بوجود بیاد یا یه نوع از دارایی تبدیل به نوع دیگه ای بشه بالاخره شرکت اونارو به اون 2 گروه بدهکاره...چون خودش شخصیت جدای از مالک یا مالکین خودش داره.......مواد اولیه هم از این قاعده مستثنی نیست...
پس موجودی مواد اولیه ...............به مبلغ $$$ بدهکار اگه مواد اولیه نسیه خریدیم...پس حسابهای پرداختنی به مبلغ $$$ بستانکار و اگه نقدی تسویه کردیم... بانک........................بستانکار
چرا بستانکار؟؟؟
|
|||||||||
|
ثبت خرید مواد به طور نقد یا نسیه |
|||||||||
|
بس |
بد |
شرح |
|||||||
|
|
$$$ |
موجودی مواد اولیه |
|||||||
|
$$$ |
|
بانک / حسابهای پرداختنی |
|||||||
|
|
|||||||||
|
حالا اگه سیستم ادواری بود چی؟؟؟چرا؟ |
|||||||||
|
حالا اومدیمو شما مقداری از مواد اولیه حاضر رو پس فرستادی....اون وقت چی؟؟؟ |
|||||||||
|
حالا اومدیمو شما خرید رو نسیه انجام دادی...و از تخفیف دوران تخفیف هم استفاده کردی....اونوقت چی؟؟؟چرا؟ |
|||||||||
|
چرا من گفتم موجودی مواد اولیه .......و نگفتم کنترل موجودی مواد اولیه؟؟؟ |
|||||||||
|
حالا اومدیمو..موادی که خریدی غیرمستقیم بود...اونوقت چی؟؟؟چرا؟ |
|||||||||
|
آیا ثبت حاضر تو عمل هم همینطوره؟یا اسم حسابها فرق میکنه؟چرا؟ |
|||||||||
|
|
|||||||||
|
حالا در مرحله بعد...از سالن تولید درخواست مواد اولیه میکنند... |
|||||||||
|
مثلا سرپرست تولید اعلام نیاز مواد اولیه ائم از پارچه و دکمه و نخ سفید میکنه... مراحل اداری طی میشه و افرادی که باید درخواست مذکور رو کنترل و تایید کنن(کنترلهای داخلی در حسابرسی)...این کارو میکنن و این مواد از انبار میره به سالن تولید |
|||||||||
|
چون مواد اولیه (بها) از انبار بیرون اومد و رفت به جایی که ماهیت خودش رو از دست میده... و دیگه نمیشه بهش گفت ماده اولیه......پس حساب موجودی مواد اولیه بستانکار میشه...تا کم شدن موجودی مواد تو انبار رو نشون بده... حالا یه سئوال...مواد کجا رفت؟ سالن تولید... تو سالن تولید این مواد تبدیل به چی میشه؟ کالای ساخته شده(پس میتونم بگم کالای ساخته شده بدهکار؟) نه.............................. چون هنوز که این مواد تبدیل به کالای ساخته شده نشدن...الان اگه بری تو سالن تولید و مثلا اون پارچه رو ببینی...........میفهمی که باید بگی...کالای در جریان ساخت بدهکار....
چرا بدهکار؟مگه داراییه؟مگه بهاست؟مگه منفعت آتی داره؟
اما این از ماده مستقیم...
حالا تکلیف اون نخ و دکمه چی میشه؟
اونا هم به هر حال ماده اولیه بودن...پس فرقی نمیکنه...رقمشون تو شکم همون موجودی مواد اولیه ایه که بستانکار شده...
اما چی بدهکار؟
کالای در جریان بدهکار؟
نه.......................
چرا؟
بیا بریم تو سالن تولید بهت بگم چرا... اینم خط تولید برو به من بگو ببینم نخه الان کجاست؟ ول کن بابا...گرفتی مارو؟ میدونی چقدر دردسر داره؟
آهان....چون ردیابیش دردسر داره(از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست)..پس به همین خاطر بهش میگیم مواد غیر مستقیم...(سربار)
پس میبریمش تو حساب کنترل سربار و میگیم کنترل سربار بدهکار...
چرا بدهکار؟مگه داراییه؟مگه بهاست؟مگه منفعت آتی داره؟
|
|||||||||
|
بس |
بد |
شرح |
|||||||
|
|
$$$ |
کالای در جریان ساخت |
|||||||
|
|
$$$ |
کنترل سربار(مواد غیر مستقیم) |
|||||||
|
$$$ |
|
موجودی مواد اولیه |
|||||||
|
حالا اومدیمو مواد رو برگشت دایم به انبار...اونقت چی؟چرا؟ |
|||||||||
|
اگه سیستم ادواری بود چی؟چرا؟ |
|||||||||
|
|
|||||||||
|
این از مواد اولیه... در قدم بعد اگه مواد اولیه تبدیل به کالای ساخته شده نشه که ما همه فقط تو کارخونه دور هم بودیم...! این تبدیل با کمک دستمزد و سربار صورت میگیره... چون این 2 تا عامل کمک میکنن به تبدیل مواد اولیه به کالا به همین خاطره که بهشون میگیم...بهای تبدیل(تو حسابداری هیچی حفظی نیست)
|
|||||||||
|
اما ... ثبت دستمزد دارای 3 مرحله است...چرا؟ 1)شناسایی 2)تسهیم 3)پرداخت |
|||||||||
|
شناسایی: در زمان تهیه لیست حقوق و دستمزد(آخر هر ماه) توی این لیست بهای ناخالص حقوق و دستمزد و بهای عوامل جانبی(فوق العاده اضافه کاری کارکنان-فوق العاده نوبت کاری-پاداش-دستمزد ایام مرخصی-مزایای پایان خدمت-بیمه سهم کارفرما.ووو) منعکس شده. تمام این موارد(بهای ناخالص حقوق و دستمزد و بهای عوامل جانبی)نهایتا میرن جز 4 دسته... 1) بهای ناخالص حقوق و دستمزد و بهای عوامل جانبی مربوط به کارگرای بخش تولید که مستقیم رو محصول کار میکردن(دستمزد مستقیم) 2) بهای ناخالص حقوق و دستمزد و بهای عوامل جانبی مربوط به کارگرای بخش تولید که غیر مستقیم رو محصول کار میکردن(کنترل سربار) 3) بهای ناخالص حقوق و دستمزد و بهای عوامل جانبی مربوط به بچه های بخش اداری و تشکیلاتی(هزینه توزیع و فروش-دوره) 4) بهای ناخالص حقوق و دستمزد و بهای عوامل جانبی مربوط به بچه های بخش توزیع و فروش(هزینه اداری و تشکیلاتی- دوره)
|
|||||||||
|
مسئله اینجاست که ما می خوایم برای مشخص شدن بهای تمام شده بدونیم که چه میزان دستمزد به 4 بالا پرداخت کردیم... پس در قدم اول باید ببینیم که اصلا ما به طور کلی چقدر پرداختی داشتیم(که توی لیست حقوق و دستمزد مشخصه)... اما قبل از اینکه بریم سراغ این مسئله که....باید دور و بر خدمونو خلوت کنیم...الان مامور دارایی بالای سر ما وایساده....مامور بیمه بالا سرمون وایساده...همه کارگرا هم تو صفن...پس اول کار اینارو راه میندازیم تا سر فرصت بریم سراغ کار خودمون... چی کار کنیم؟ هیچی بابا...کل حقوق و دستمزدو ببر تو یه حساب موقت تا شر اینا کنده شه...بعد از توی همون حساب کار تفکیک خودمونو انجام میدیم... اون حساب موقت حساب کنترل حقوق و دستمزده... |
|||||||||
|
اما ثبت شناسایی: |
|||||||||
|
بس |
بد |
شرح |
|||||||
|
|
$$$ |
کنترل حقوق و دستمزد |
|||||||
|
$$$ |
|
مالیات پرداختنی |
|||||||
|
$$$ |
|
بیمه پرداختنی |
|||||||
|
$$$ |
|
حسابهای پرداختنی |
|||||||
|
با ایجاد حسابهای پرداختنی بالا خیال همشون راحت شد که به حقشون میرسن.. |
|||||||||
|
خوب...حالا که دیگه سرمون خلوته... میگیم حساب موقتی که ایجاد کردیم ...بستانکار و مانده اونو میریزیم رو سر کالای در جریان ساخت(چرا؟) کنترل سربار(چرا؟) هزینه اداری و تشکیلاتی(چرا؟) هزینه توزیع و فروش(چرا؟) |
|||||||||
|
بس |
بد |
شرح |
|||||||
|
|
$$$ |
کالای در جریان ساخت |
|||||||
|
|
$$$ |
کنترل سربار(دستمزد غیر مستقیم) |
|||||||
|
|
$$$ |
هزینه های اداری و تشکیلاتی(حقوق کارکنان) |
|||||||
|
|
$$$ |
هزینه توزیع و فروش(حقوق کارکنان) |
|||||||
|
$$$ |
|
کنترل حقوق و دستمزد |
|||||||
|
حالا که مشخص شد هزینه های دستمزد پرداختی ما بابت چی و کدوم بخش ها بوده...با خیال راحت میریم سراغ کارگرا و ....تا باهاشون تسویه کنیم... |
|||||||||
|
بس |
بد |
شرح |
|||||||
|
|
$$$ |
مالیات پرداختنی |
|||||||
|
|
$$$ |
بیمه پرداختنی |
|||||||
|
|
$$$ |
حسابهای پرداختنی |
|||||||
|
$$$ |
|
بانک |
|||||||
|
و اما بحث جذاب سربار... البته با کمک شما و بعد از مطالعه کتاب دکتر عثمانی |
|||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|